و در بحث با ادم احمق برنده شدن تقریبا غیر ممکنه(بیل مورای)
سلام مژگان جان من خیلی وقته با وبلاگ شما اشنا هستم ولی تا بحال جرات نکردم کامنت بزارم ولی امشب میخوام واسه همیشه خودمو راحت کنم حرفی که هیچ وقت جراتشو نداستم به کسی بگم رو به شما میگم.این رورا حال و روزم خیلی بده خیلی بد...من 26 سال سن دارم و حدود 10 سال ازدواج کردم والان یه دختر بچه 6 ساله دارم من تو سن 15 16 سالگی ازدواج کردم خیلی زوده خیلی زود ولی بخاطر شرایطی که داستم تو خونوادم مجبور بودم به اولین خواستگاری که اون موقه واسم اومد جواب مثبت بدم.الان حدود 10 سال از ازدواج من میگذره و من روز بروز افسرده تر میشم چون شوهرم رو دوس ندارم حتی به اجبار باهاش رابطه دارم.دلم واسه دخترم میسوزه مجبوره با مادری باشه که به پدرش هیچ حسی نداره.از اولم شوهرم رو دوس نداشتم ولی حرف بقیه که بعدا بهش علاقه مند میشی و شرایطم باعث شد که نتونم حتی اسم طلاق رو بیارم الان هم به طلاق فکر نمیکنم ولی نمیتونم این زندگی که بهش هیچ حسی رو ندارم تحمل کنم و بدتر از دو رو اطرافم پر از زن و شوهرهایی که عاشقانه همو دوس دارم این زندگی رو واسه من سخت تر میکنه و الان بعد از 10 سال اعتراف میکنم که من ادم فوق العاده ضعیفی هستم که نتونستم قبل از اومدن دخترم حرفم رو بزنم و این زندکی رو تموم کنم
پ :عزیزم هیچ وقت به خاطر ظاهر زندیگ ادما باطن زندگی اوناروو قضاوت نکن. . .فک کردی چند نفر از ادمایی ک دارن زندگی میکنن واقعا یه رابطه عاشقانه رو دارن و چه تضمینی وجود داره تو با عشق ازدواج کنی ولی به مرور نفهمی ک دچار توهم بودی کمااینکه علت خیلی از طلاقا همینه. . .رفیق. . .به نظرم یه دختر 6 ساله بیگناه وجود داره ک تو بدون اینکه بخوای الگوی اونی. . .اون بچه نمیخواسته پاشو اینجا بزاره و به خواست تو و همسرت(ولو به اجبار اومده)من مطلقا نمیگم باید به خاطر بچه به هر زندگی ای ادامه داد ولی حرفات نشون نمیده ک شوهرت مشکل غیر قابل حلی داشته باشه و یا مردای بیرون خیلی موجوذات خاصی باشن. . .اشتباه نکن رفیق و عاقل باش. بدون تو مورد حسرت خیلی از ادما هستی و میلیون ها زن حاضرن همه چیشونو بدن و به جاش همسر داشته باشن و میلیون ها زن دیگه حاضرن همه پیشونو بدن تا همسری داشته باشن ک متعهد اروم نجیب باشه و یا معتاد نباشه دقیقا به همون اندازه ک تو دلت میخواد همسری داشته باشی ک عاشقش باشی
سلام ببخشید این جا سوالمو میپرسم نمیدونستم کجا باید مشکلمو بفرستم براتون
من یه پسر ۲۰ سالم که با مادرم تنها زندگی میکنیم. سال اینده برای ادامه تحصیل و برای همیشه ایران رو ترک میکنم. مشکلی که دارم اینه که به شدت نگران مادرم هستم که بعد از من چیکار میکنه. همونطور که میدونید قطعا یه زن تنها تو این جامعه و کشور برای زندگی روزمره هم مشکلات زیادی داره. اگر نتونم اون رو هم با خودم ببرم میترسم جفتمون دچار مشکلات روحی بشیم و میترسم آسیب ببینه از این جهت. ممنون میشم اگر کمکم کنید
پ ن:سلام رفیق با ارزوی موفقیت توی هرجای دنیا برای تو. . . خیلی دلم میخواد بدون وارد کردن احساساتم در جواب دادن بگم ک بزرگترین ارزوی مادرت موفقیت توا در هرجای دنیا ک باشی و خدای مادرتم بزرگه و . . .ولی واقعا نمیتونم اینطوری بگم . . .فقط بگم درس رو هرجای دنیا میشه خوند ولی مارو همیشه ی خدا نمیشه داشت. . .من ک حاضر نبودم به هیچ وجه مادرمو تنها بزارم با وجود اینکه به جز من بچه داره و به جز من خونواده داره و تقریبا میشه گفت نیازی ب من نداره. . .خداروشکر میکنم ک به خاطر پدر و مادرم درس خوندن توی پیام نورشهرمو انتخاب کردم و باعث شد روزهای اخر عمر پدرم کنارشون باشم. . .
تاريخ دوشنبه پانزدهم خرداد ۱۳۹۶سـاعت 17:18 نويسنده | |
زنانه تر از هر زنی. . .مژگان2...ما را در سایت زنانه تر از هر زنی. . .مژگان2 دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 48