دختر:پدر من دیگه باکره نیستم

خرید بک لینک
دختر:پدر من دیگه باکره نیستم

پدر:چی شده دخترم؟

دختر:بهم تجاوز کردن

پدر:تو هنوز باکره ای. . .چون اونا هرگز نمیتونن چیزی رو ازت بگیرن ک تو بهشون ندادی

سلام مژگان جان.
یه دختره ناامید و خسته داره برات کامنت میذاره.
من 25سالمه و لیسانس حقوق از دانشگاه پیام نور دارم.
فقط اسمش رومه که لیسانس دارم،یادمه تو اون شرایط روحی و مشکلات خونوادگیه زیادم فقط به پاس کردن واحدهای درسیم فکر میکردم.
به جای 7یا 8 ترم،تو 9ترم با معدل 14 درسمو تموم کردم.
خیلی ناراحتم مژگان.
من فقط واحدهای ترم یک رو کلاس میرفتم و بقیه ی واحدهامو غیرحضوری و بدون استفاده از نمره کلاسی پاس کردم.
هیچی از حقوق نفهمیدم.
نمی دونم آشفتگیه زندگیه خونوادگیم بود یا مسافت زیاده دانشگام.....
همه دست به دست هم داد که من یه فارغ التحصیلی که هیچی از حقوق بارش نیست،بشم.
دلم میخواد کار یاد بگیرم.
به وکالت اصلا فکر نمیکنم،نه عرضه و روحیه و شجاعتشو دارم و نه علاقه ای بهش.
ولی دلم میخواد تو یه کاری که مرتبط به حقوقه قرار بگیرم و کار یاد بگیرم و اعتماد به نفسه لگدمال شدمو پیدا کنم.
مژگان من اگه با دفاتر اسناد رسمی شهرمون تماس بگیرم اجازه میدن برم تو دفترشون کار یاد بگیرم؟؟؟
چی بهشون بگم که قبول کنن؟؟؟
دفتر اسناد رسمی خوبه؟؟؟
از کجا شروع کنم؟؟؟
میترسم دست رو دست بذارم و یهو به خودم بیام ببینم سنم همین جور رفته بالا ولی هیچ بازدهی ای نداشتم.
از اینکه مفید نباشم متنفرررررم.
ولی نمی دونم از کجا و چه جور فعالیت کنم؟
اونقدر روحیه م خرابه که حد نداره.
یه پا انرژی منفی شدم.
همش زندگیم شده حسرت.
من خیلی خجالتی ام،افسردم،نمی تونم دو کلمه با کسی صحبت کنم،روم نمیشه بگم حقوق خوندم میترسم ازم سوال کنن بلد نباشم بهم بخندن.
ظاهره زیبایی ندارم،قدم کوتاهه،اینا بیش تر اعتماد به نفسمو زایل کرده
حتی از نظره مالی مشکل دارم نمی تونم برم مشاوره یا حتی دو تا کتاب بخرم بخونم
این تنش ها منو به خونه چسبونده و اجازه ی حرکت و مثبت اندیشی نمیده:(
به حرفات احتیاج دارم مژگان.
به انرژی هات.
خواهش میکنم زودتر جواب بده حالم خیلی بده:((((

پ ن:وقتی گفتی یه دختر ناامید و خسته داره برات پیام میزاره فک کردم به تازگی یه بیماری صعب العلاج برات پیش اومده یا قطع نخاع شدی و یا. . .بعد دیدم نه بابا طرف یه دختره عین خودم فارغ التحصیل پیام نور ک قصد داره کمکاری های خودشو بندازه گردن قد کوتاه و نداشتن شرایط مالی مناسب. . .والا یادمه تمام 4 سال دانشگاه رو تو همون پیام نوری ک میگی کار کردم و حتی قبل از اون و تمام مدتی ک پول نداشتم کتاب بخرم عضو تموم کتابخونه های سهر بودم و الان هم با دانلود این همه کتاب مجازی اصلا نمیتونم بهت حق بدم. . .اگه فک میکنی تایید میکنم ک ادم بد بخت و ناامیدی هستی شرمندم. . .صرفا میتونم بگم ادم ناشکری هستی ک اگه دست ازین ناشکری برنداری سرویسی

پ ن2:یادمه امتحان وکالت رو داده بودم و قبول هم شده بودم و داشتم کاراموزی میکردم دفتر کل. . .یه نفر اومد گفت برام دادخواست بنویس بلد نبودم و یادمه سال اول کاری بود.رفترمو خریده بودم و مستقل کار میکردم و هنوز نمیدونستم اعمال ماده 18 چیه ولی یادم نمیاد هیچ وقت به خاطرش خجالت کشیده باشم. . .

پ ن3:از خوندن قانون شروع کن. . .کمی ک مسلط شدی برو سمت کاراکوزی پبش وکیل. . .دفاتر اسناد با ازمون دفتر یار استخدام میکننو سعی کن ادامه تحصیل بدی

سلام مژگان عزیز و دوستان همراه
امیدوارم و دعا میکنم که زندگی و اتفاقاتش به کامتون باشه.
مژگان من نامزدم همکار شماست،وکیله.
و میدونم که مشکلات و درگیری های عمیق روحی روانی این شغل به خوبی برات ملموسه، اینه که از شما و بقیه دوستان راهنمایی و کمک میخوام.
نامزدم وقتی که کنکور داشته رشته تجربی رادیولوژی قبول میشه اما چون نمیخواسته یه شغل محدود به یه اتاق و چندتا مریض داشته باشه تصمیم میگیره که بره دانشگاه ازاد و حقوق بخونه به امید اینکه یه روزی وکیل بشه و داد مظلوم رو از ظالم بگیره و یه نقشی توی ایفای عدالت و دادگستری تو جامعه داشته باشه.اما وقتی که وارد این کار میشه متوجه میشه که اینجا هرچقدرم تلاش کنی و دوندگی کنی نه از عدل و داد خبریه نه از انصاف و همیشه زد و بند و پول و پارتی حرف اول رو میزنه! اینا همه باعث شده که بعد از ده سال سابقه ی کار خیلی وقتها سرخورده و ناراحت و عصبی باشه!مدوام در حال جوش خوردن و فشار عصبیه! از اینکه کلی تلاش میکنه اما بی نتیجه است غمگینه از اینکه تو ایران معیار موفقیت تلاشت و استعدادت نیست و زده و بنده خیلی سر خورده میشه و این با شرابطیه که هر پرونده ای رو هم قبول نمیکنه!
مژگان نامزدم واقعا یه ادم باسوادیه که کتاب خونه شخصیش پنج هزار جلد کتاب داره و واقعا یه مرد با هوشه. اماواقعا داره افسرده و غمگین میشه، هرروز که همدیگه رو میبینیم عمق غم و غصه اش رو از تو چشمامش میبینم اما کار زیادی از دستم بر نمیاد!عمیقا و واقعا میخوام کمکش کنم یه مقدار از فشارها و غم هاشو کم کنم اما خیلی موفقیت امیز نیست تلاشم مخصوصا اینکه نامزدم جدیدا میگه دیگه به زندگی توی ایران امیدوار و دلخوش نیست و اصرار داره که جمع کنیم بریم یه گوشه ی دیگه ی دنیا!و برای من دوری از خانواده خیلی خیلی دردناکه حتی برای خودشم!
لطفا شما و دوستان راهنماییم کنیین که برای یه کمک موثر در اینطور مسائله ای چه کارهایی رو باید انجام بدم...ممنونم.

پ ن:از خصوصیات ادم های ایده ال گرا یکی اینه ک هیچی راضیشون نمیکنه و بعد اینکه اگه مواظب نباشن واقعا ممکنه دچاد اسیب های روحی بشن. . .اگر ایشون این طوری ک شما میگی باشن صرف نظر از اطهار نشر من برای سوادشون باید بگم ک ایشون یک انسان فرهیخته ان ک هر پردونده ای رو قبول نمیکنن ک این بیداری وجدانش رو میرسونه. . .به نظرم فارغ ازینکه قلبا باید بهش افتخار کنی باید اینو به زبون بیاری و بهش بفهمونی ک پقدر برای تصمیماتش ارزش قایلی. . .و چقدر از بودن در کنارش لذت میبری. . .رفیق. . .تو این دوره هرچی بیشتر بدونی بدتره. . .من شخصا بعد از گدروندن دوره ای مشابه دوره شوهرت سعی کردم قبول کنم ک نمیتونم دنیا رو تغییر بدم پس تلاش کنم فقط سهم خودم از انسان بودن رو انجام بدم

آدرس کانال تلگرام

https://telegram.me/zzaannaattaarr

تاريخ سه شنبه هفدهم اسفند ۱۳۹۵سـاعت 12:20 نويسنده | |

زنانه تر از هر زنی. . .مژگان2...

ما را در سایت زنانه تر از هر زنی. . .مژگان2 دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 16 تاريخ: جمعه 19 خرداد 1396 ساعت: 9:02

صفحه بندی