بی گدار به اب میزند

خرید بک لینک

بی گدار به اب میزند

گوزنی ک تفنگ را نمیشناسد

زنی ک عشق را

سلام مژگان جون.من 3سال و چندماهه باپسري دوستم.هردودانشجوييم.خانواده ي اون کامل ازرابطه ي ماخبردارن.با مادر من.خيلي دوسم داره و خوش اخلاق و کلن اخلاق خوبي داره.تا تونسته واسه من کم نزاشته.چندتاکارو دنبال کرد امانتيجه اي نداد.ولي بازالان دربيمارستاني مشغول ب کاره.اونم فقط ب خاطرمن ک تورشتش تخصص پيداکنه پس فردا ب دردش بخوره.حقوق زيادي نداره ک هرچيم درمياره خرج بيرون رفتن ياچيزي بخره واسه من ميکنه.خيلي مهربونه.البته منم خيلي سعي ميکنم ملاحظه کنم.حاضرنيس ازپدرش پولي بگيره.حتي وقتي بهش ميگم بياجلو(بخاطرنگراني مادرم) ميگه بدون درآمد نميتونم تورو هم شريک بدبختيم کنم.ولي کلن به هردريم ميزنه فايده نداره.اکثرشبا حالش بده ک کاري ک تورووز کرده به نتيجه نرسيده.معياراي ايده آلي واسه زندگيش داره امازمان ميبره بهشون برسه.منم الان قصدازدواج ندارم چون 21سالمه واون 23.ولي بهش گفتم بايدبدونم کي مياي جلو.گفته 4ماه صبرکن ببينم وضيعتم چي ميشه بعدبهت ميگم.الانم 1ماه گذشته ازون4ماه.ميدوني مژگان ؟من خيلي دوسش دارم وميخوام ک بهش برسم اونم ميخواد اما من بيشترنگران مادرم هستم ک ميگه اين پسرکي ميادجلو.ميگم مامان من خودم واقعن الان نميخوام ک بياد.وافعن زوده.ولي ميخوام ک بدونم کي مياد.مثلن 1سال و نيم 2سال ديگه به نظرم سنمون مناسب تره.نميدونم.فقط ميدونم نميخوام همچين آدميو ازدست بدم.خيلي مچه بامن.کمترکسي پيداميشه بتونه اينقدر به من اهميت بده.اينوووواقعن ميگم ک خيلي توجه و اهميت رومن داره.

پ ن:فارغ از تمام مسایلی ک گفتی من واسه هر پسری ک تو این سن دنبال کاره و به جای دست دراز کردن جلوی پدرش اینطوری پیگیره احترام قایلم و معتقدم به این پسر ک ازینجا به بعد بهش میگم مرد باید فرصت داد. . .

پ ن2:نگرانی مادرتم طبیعی و قابل درکه . . .مادرا چون مادرن یه سری نگرانی هایی واسه خودشون دارن و اگه یه زمانی هم نداشته باشن واسه خودشون میتراشن. . .تو مستقل ترین دختر دنیا باشی بازم یکی از نگرانیای مادرت اینه ک اخر عمری تنها بمونی و یا کسی ازت سواستفاده کنه ولی تو محکم وایستا و به مادرت بگو فعلا قصد ازدواج نداری و اماده نیستی. . .اما هیچ لزومی نداره ک اینا رو به اون اقا منتقل کنی. . .بزار ایشون فک کنن گ زمان محدودی دارن برای جمع و جور کردن خودشون

پ ن:با احترام زیاد به عقایدت بزار بگم ازدواج با مردیکه مستقل نیس و کار ثابتی نداره بهترین روش واسه به گند کشیدن احساساتیه ک الان بینتون هست

سلام...حالم بده...تنها جایی ک واسه دردو دل سراغ داشتم...ترخدا کمکم کنید...هر روزم شده گریه...خیلی روحیه م حساسه...وخیلی تاثیرپذیر از حرفا اینو اون...تازه ۱۸ سالم شده...ارزوی همشیگیم از ۵ سالگیم خانم دکتر شدن بود...وهست...سال دوم دبیرستان وارد رشته ریاضی شدم...مدرسمو تغیبر دادم وارد ی مدرسه بهتر از نظر شیوه تدریس معلما و... شدم تجربی قبول نمیکردن...البته مشاوره ک رفتم گفتن بهتره بری ریاضی ریاضیتو قوی کنی خیلی دو دل شده بودم خیلی...واینکه اون مدرسه هم تجربی قبول نمیکرد ی جوری منو هل داد تا بحرف مشاورم گوش کنم...خیلیا مخالفت کردن خیلیا تشویقم کردن...حتی تو وبلاگ شما هم ک اومدم ازتون پرسیدم نظرتون مثبت بود...درسم خیلی خوب...سال سوم هم مدرسمو تغییر دادم ولی همون رشته ریاضی بودم رفتم ب بهترین مدرسه شهرمون یکم از نظر روحی اول سال داغون شدم...سطح علمی بچه ها اونجا عالی بود...ون از ی مدرسه خیلی ساده اومده بودم...ماه اول هرچی بیشتر درس میخوندم بیشتر افت میکردم...اما خودمو کشوندم بالا و ترم اول معدلم هم سطح بچه ها اونجا شد...چند روز پیش نمرات نهایی هم اومد و خداروشکر معدلم ۱۹ ب بالا میشه وتموم درسا اختصاصی بیست...اینارو واسه خودستایی نگفتم...خواستم یکم شرایط دستتون بیاد..بنا بر این شده بود ک من تو تابستون سال دوم ب سوم زیست دومو عالی بخونم...نشد..نه اینکه تنبلی کنم ادامه در نظر بعدی

ادمه نظر قبلی. .سه ماه تابستون درگیر بیماری شدم شدید و عمل کردم و عوارض بعدش..اما مشکل اصلی اینجاست..شروع کردم ب زیست خوندن و فقط ۱ماه وقت دارم تا ۳تا کتاب زیستو بخونم...تا اول مرداد...بعدش پیش دانشگاهیمون شرو میشه...وقتم محدود و روحیه م داغون..هرچی میخونم بیشتر نمیفهمم! بهترین دبیرو گرفتم اما ازم قطع امید کرد... ی جورایی ب شدت پشیمونم ک رشته ریاضی اومدم...حالم خوب نیست...هزینه دبیر خصوصی خیلی زیاد میشه...وضع مالیمون خوب نیست اما بابام بهترین دبیرو گرفت واسم...و میدونم ب سختی داره پولشو فراهم میکنه...ومن اصلا بازدهی ندارم...خیلی میخونم اما ذهنم درگیره..درگیرزمان کم و حجم زیاد...درگیر هزینه کلاسا درگیر درگیر...اگه رو ب پیشرفت بودم دلم نمیسوخت...اما نمیدونم چیکارکنم...خیلی پشیمونم...زمانم کمه..من نمیتونم جز پزشکی ب چیزی دیگه فکر کنم...واقعا این رشته رو دوس دارم والان داغونم و زمانم هی داره از دس میره...میدونم مشکلم درمقابل بقیه شاید ناچیز باشه اما حادترین مشکل منو خانوادمه الان....حرفاتون بهم ارامش میده..ی راهی جلو پام بذارین...من واقعا درمونده شدم...درمونده...کمکم کنین..

پ ن:هی رفیق. . .گریه هات ک تموم شد باید میومدی نطر میخواستی. . .یه زوری حرف زدی فک کردم خدای نکرده به تازگی عزیزی رو توی خاک سپردی و اومدی خونه. . .والا. . .یه زیست خوندن ک این همه ادا اصول نداره. . .زیست خوندن واسه تو مثع عربی و ازبیات و فسلسفه خوندن برای من بود. . .منم مثه تو رشته ای رو توی کنکور امتحامن دادم ک توی دوران مدرسه نخونده بودم. . .با این تفاوت ک شما فقط یه کتاب غیر مشترک داشتید و ما تقریبا کتاب مشترکی نداشتیم. . .و اینکه خونوادم مخالف بودن و هیشکی حمایتم نکرد و حتی بابام میگفت کلاس خصوصی هم منو نمیفرسته چ برسه به دبیر خصوصی. . .ضمن اینکه من به خنگ بودن تو خونواده معروف بودم. . .اما تویی ک شرایطتت اوک ا و خونوادت درکت میکنن و اینکه انقدر باهوشی ک توی مدت کوتاهی خودتو همسطح بچه های عالی رسوندی دیگه چرا؟؟؟؟؟ هان؟

پ ن:ضمن تقاضای راهنمایی از بچه هایی ک کنکور دادن و تجربه دارن بهت بگم فقز با برنامه ریزی و تکرار و تست و تمرین و نت برداری میتونی خیلی راحت از پسش بربیای. . .زیست یه درس خاصه ک واسه یاد گرفتنش باید حوصله و صبر و تمرین زیادی داشته باشی

مژگان نوشت

ادرس كانال جديد

https://telegram.me/zzaaaattaarr

زنانه تر از هر زنی. . .مژگان2...

ما را در سایت زنانه تر از هر زنی. . .مژگان2 دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 32 تاريخ: دوشنبه 29 شهريور 1395 ساعت: 4:03

صفحه بندی