شادی تو موفق میشی

خرید بک لینک
 

سلام مژگان جان

میشه خواهش کنم من را راهنمایی کنید سیاست زنونه ام در حد صفر اینجوری بگم

من عقد هستم شوهرم واسه مناسبت کادو خوب واسم میخره ، اگر بی مناسبت هم باشه در حد گل چیزای کوچک.ی میخرم پرداخت میکنه وگاهی وقتا میگم بریم بیرون نمیاد بصورت غ مستقیم میگه بزار یه عصر دیگه یا با ابجیت برو 

مشکل من اینه خیلی کم با من میاد خرید میدونه بخرم باید پرداخت کنه نمیدونم چه جوری درستش کنم من کارمندم و اصلا به حقوق من کار نداره

ولی دوست دارم اون واسم بخره بعضی مواقع که همرام میاد چیزله ندارم

نمیدونم اینکاراش بخاطر اینه که خودش رو پا خودشه و زورش میاد خرج کنه یا اینکه خسیسه

میشه خواهش کنم راهنماییم کنی

ممنون عزیزم

تو رو خدا یکم بیشتر ازینکه مردا روو جذب کنیم و شرایط زندگی و کلا همه چی یه پست بزارید اخه حرفات رو میشه قاب کرد زد گوشه دل و ذهن

 

 

پ ن:من متوجه نمیشم. . .الان مگه چ مشکلی پیش میاد اگه خودت بری مثلا برای خودت یا حتی اون خرید کنی. . .من در مورد شرایط مالی خودم و همسرم و نحوه خرید ها و . . .صحبت کردم. . .ولی هنوز نرسیدم به اونجایی ک بگم گرچه اون همه مایحتاج منو تهیه میکنه و . . .اما مانع این نمیشه ک اگه من بیرون چیزی برای خودم یا خودش دیدم هزینه نکنم. . .میتونم ب جرات بگم 80 درصد لباسهای جدید محسن رو وقتی نبوده و یهو یه چیز خوشگل دیدم توسط خودم انجام شده و هرگز ازش نخواستم پول خریدارو به من بده. . .محسن مسیول خرید من هست ولی مسیولیتی بابت این نداره ک زنش امثلا از اول مهر ماه بلفرض 7تا مانتو خریئه یا فلان مارک رو میخره نداره. . .نمیدونم چطوری باید بگم ک توی شرایط این مسایل مشخص میشه. . .ناسلامی زن و شوهرید

 

 

مژگان جون من متینم نمیدونم کامنتی برات گذاشتم بهت رسیده یا نه

ولی من داداشم خیلی داره کودک آزاری میکنه و بچشو اذیت میکنه و من واقعا حالم ازش بهم میخوره و منفورترین ادم روی زمینه.فوق العاده آدم پست و حقیر و خشنی هست.هر روز بچشو سر کوچک ترین چیز کتک میزنه فحش میده و تحقیر میکنه.از نظر روانی واقعا اونو تحت فشار قرار میده.همین الان که خونشون هستم سر اینکه این بچه 6 ساله نتونسته نبض بگیره کتکش زد.این یه آدم روانیه.سر غذا خوردن،راه رفتن،مشق نوشتن،حرف زدن،بازی کردن کتک میزنه واقعا باید باهات تلفنی باهات صحبت کنم توضیح بدم.باید یه کاری کنم این بچه رو نجات بدم چون حیوونا هم بچه هاشونو اینجوری اذیت نمیکنن ولی این وحشیه :(

 

شمارتو بزار

 

سلام مژگان عزیز.من خواننده ی خاموشتم.خیلی خیلی ممنونم ازت بخاطر تمام حالهای خوش،انگیزه ها و آرامشی که با خوندنت توی این مدت به من دادی.مژگان به عنوان دختری که ده سال آخر زندگیم تماما شکست و سرشکستگی بوده الان جایی قرار گرفتم که بهش میگم مرز سقوط..متولد ۷۱و رشته مهندسی صنایع رو تو پیام نور شهرمون در طول۱۴ترم خوندم و ترم آخرم نرفتم...دبیرستانم فرزانگان بودم و تمام شیب سقوط من بعد کنکور شروع شد.با کم ارزش دونستم خودم و ازدواج با مردی هوس باز و معتاد و بیسواد و از سطح خونوادگی و فرهنگی خیلی پایین،و سه سال تحمل تمام این شرایط و هر روز به شکلی سوپرایز شدنم از رفتارهای این بشر و چون جسارت طلاق گرفتن و حمایت خونوادمو نداشتم توی این مدت فقط با لبخند تحمل کردمش طوری که همه فک میکردن ما عاشق و معشوقیم و وحشتناکترین قسمت ماجرا هم اونجاییکه ازش باردار شدم و بهم گفت الان وضع مالیم خوب نیست و باید بچرو سقط کنی و این اتفاق افتاد تا اینکه با بی احترامی مستقیم این آقا به خونوادم به پدر و مادرم برخورد و منم سر طنابو گرفتمو و نهایتا طلاق انجام شد... .مژگان من میدونم که جایگاهم اینه که الان قرار گرفتم نیست و میدونم که میتونم عوضش کنم.مژگان من الان فقط یه راه دارم که با پزشکی قبول شدنم اول خودمو و بعد خونوادمو از این منجلاب بکشم بیرون.از کارم که منشی ساده با۲۵۰تومن حقوق بودم اومدم بیرون وشروع کردم از اول بهمن روزی۱۷ساعت خوندن.تا عید میخام دروس اختصاصی رو کامل بخونم و بعد از عید تا نیمه اردیبهشت مرور اختصاصی رو با خوندن عمومیا گذاشتم به بعدشم مرور.ممنون میشم حرفاتو در مورد برنامه ریزیم بشنوم .بازم ممنون انسان خوب

 

سلام مژگان عزیز.ممنونم ازت بخاطر خیلی از حالهای خوب و انگیزه ها و راهنماییهایی که تو این مدت تقریبا 2سال با خوندنت ازت گرفتم.مژگان جان مطمینا وقتیرو که داری واسه این وبلاگ میذاری تماما به دلیل خوبیته و هیچ وظیفه ای در برابر من نوعی نداری.اینو ازین نظر میگم که اگه من بهتون گفتم لطفا اگر امکانش هست سریعتر ج منو بدین،یوقت جسارت نکرده باشم عزیزم،من فقط یک راه دارم اونم امسال باید پزشکی قبول بشم.ندارم کسیرو اطرافم که ازش راهنمایی بگیرم البته هستن مشاورایی تو شهرمون(نیشابور)که از نظر اقتصادی واسه من مشکله و اینکه من از کارشون مطمین نیستم،درواقع من وقتی واسه آزمون و خطا ندارم.تنها امیدم حرفا و دلگرمیه شماست.مژگان لطفا کمکم کن.من باید مرداد خبر قبولیمو بهت بدم و باید بعدها خوشحالیامو بیام و واست تعریف کنم.من واقعیته زندگیمو ازین جهت گفتم تا بدونی چقدر به کمکت احتیاج دارم و بدونی وقتی میگم مرز سقوط یعنی چی.پزشکی قبول شدن واسه من یعنی میتونم خودم و خونوادمو زنده نگه دارم.یعنی میتونم با کمک به خیلیا حس زشت سقط بچمو کمرنگ تر از الان کنم.و واسه منی که دیگه قصد ازدواج ندارم و دیوونه بچه هام،میتونم کلی بچه داشته باشم.چی قشنگتر ازین که بتونی بچه ای بخندونی و دردشو کم کنی و مادری رو خوشحال.

.حرفاتو قبول دارم.میدونم منطقی و درست حرف میزنی.

میدونم تنها رمز موفقیتم تلاشه،اما میگم نکنه نکته هایی واسه خوندن هست که این روندو تسریع کنه و نتیجه ی بهتری بگیرم و چون با این زمانی که من دارم جایی واسه آزمون و خطا ندارم،شدیدا به کمک و لطفت نیاز دارم.ممنون

بدجوری گیر حرفاتم مزگان جون.اصلا آدمی نیستم که بخام مدام یه حرفی رو تکرار کنم و از چنین شخصیتی خوشم نمیاد.و الان که متاسفانه اینکارو میکنم بدجوری گیر حرفاتم.دیگه کاسه ی شکستم پر شده و واسه این موفقیتم یه حسی در درونم خیلی نیاز به شنیدن حرفات داره.مزگان ممنونت میشم امشب یه وقتی واسه من خالی کنی.ممنونم

 

 

 

پ ن:هی رفیق. . .مطمینم ک مرداد خبر قبولیمو در رشته ی خیلی خوب و پولساز و هر اونچه ک برای تو بهترینه میدی

ازینکه مسیرتو پیدا کردی و قدم های اول رو برای تغییر برداشتی خوشحالم و شک نکن شک نکن و شک نکن اگه بهت بگم ک نصف راه رو رفتی اغراق نکردم. . .تو یه دانش اموز فرزانگانی بودی ک من میدونم چقد باهوشن وکوشا. . .تو به سخت گرفتم و درس خوندن عادت داری. . .اصلا نگران نباش . . .لطفا شمارتو برام بزار. . .در اولین فرصت باهات تماس میگیرم و با یکی از مشاورای خوب لینکت میکنم و بدون ریالی هزینه ی مشاوره برنامه ریزی میکنیم

تاريخ جمعه سیزدهم بهمن ۱۳۹۶سـاعت 20:18 نويسنده | |

زنانه تر از هر زنی. . .مژگان2...

ما را در سایت زنانه تر از هر زنی. . .مژگان2 دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 59 تاريخ: يکشنبه 15 بهمن 1396 ساعت: 5:19

صفحه بندی